تبليغاتX
غزل سیزدهم
رسم دوئل از المپیک نبود که....زیر نقطه های آتن ردیف شد!.........باور کن

خدا میشود این غزل پا بگیرد

ودر دستهای تو معنا بگیرد

وازحیث اینکه برای تو بوده

قلم عاشقی را از اینجا بگیرد

غزل - قا فیه را ندیده بجنبد

و ازدستهایم رجز را بگیرد

هم اندازه ی دستهای نجیبش

به پاکی چشمش دعا جا بگیرد

واز زیر قرآن که رد شد بگرید

ودر کاسه ی عشق دریا بگیرد

و مانند آیینه شفاف باشم

که از بازدم های تو "ها" بگیرد

 

خدا می شود من بمانم بجایت

وازدور این عاشقی پا بگیرد




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت 0:5 توسط :: الهه پروین ::

بلاخره تموم شد با همه ی خوشی ها وناخوشی هاش

برای من که سال خوبی بود تقریبا به هر چی خواستم

رسیدم امیدوارم برای شما هم همینطور بوده باشه

و این کار که غزل نیست ولی بوی غزل و داره

تقدیمش می کنم به دوستای خوبم وخودم که

دوباره با زایش اون متولد شدم

دقایق -ثانیه

ثانیه ها

راهی شو

در چاک راه غزل - دوش به دوش مراعاتن نظیر زمان

وذوب شو درحالا

حالا که دیروزت تابستان

وامروزت را زمستان

وفردا شعر

وفرداها

بجنب

خلقت خاکی

بجنب

حالا که همه جا برفی ست

ذوب شوی




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت 0:1 توسط :: الهه پروین ::