تبليغاتX
غزل سیزدهم
رسم دوئل از المپیک نبود که....زیر نقطه های آتن ردیف شد!.........باور کن

خدایاااااااااااااا

مرا بپذیر

  بی صداااااااااااااااااااااااااااااا

 

شروع حادثه از جنگ و هی .... روایت شد

نوار فیلم که باز از دوباره رو...یت شد

عجیب   بل بشویی بود جنگ و خمپاره

نشست در دل دشمن!... مزید علت شد

وقول /قول خدا بووووود عشق می بارید

که بعد ها به همین عشق هم حسادت شد

غبار بر در و دیوار فکر!.....  تا اینکه

نفس  /  نفس  و بریده  بپا  قیامت  شدد

و   این  تمام  ثواب  غزل  برای  خدااا

و یک پلاک و چفیه که سهم" خدمت" شد

عجیب بل بشویی شد خدا خودش انگاررر

نوشت آخر ما را شهید و راحت شدددددد




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 11:38 توسط :: الهه پروین ::