میگن: چرا این همه شمع؟!
میگم:این همه شمع بخاطر اینه که همین روزا تولد
غزله ٬ولی غزل دلش گرفته![]()
چون قافیه باهاش قهر کرده
وسر آشتی هم نداره!!![]()
واقعن غزل باید چی کار کنه؟
آخه غزل که بدون قافیه نمشیه![]()
٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬
سرود سرد قناری کنار ایوان تا............
کشید قل قل مشتی به دست قلیان تا...
کمی هوای هوسناک وبعد برکه ی آب
وبعد عمق نگاهی به دست جریان تا...
قشنگتر بنواز وقشنگتر...که نشست.....
به روی جاده ی شیطان وپشت فرمان تا ...
بگیر گاز غرور و برو به سمت هوس
وپرت در برهوتی به قصد عصیان تا.......
شبیه جنبل و جنبش کنار جن کریه
بگیر جشن فریب و بغلت غلتان تا......
سرود سرد قناری کنار ایوان بووووددد
که ریخت بغض سماور به روی فنجان تا
وشهر همهمه افتاد و هی هیاهو شد....
که رفت شخص فلانی به سبک حیوان تا...
