تبليغاتX
غزل سیزدهم -

غزل سیزدهم

خدا میشود این غزل پا بگیرد

ودر دستهای تو معنا بگیرد

وازحیث اینکه برای تو بوده

قلم عاشقی را از اینجا بگیرد

غزل - قا فیه را ندیده بجنبد

و ازدستهایم رجز را بگیرد

هم اندازه ی دستهای نجیبش

به پاکی چشمش دعا جا بگیرد

واز زیر قرآن که رد شد بگرید

ودر کاسه ی عشق دریا بگیرد

و مانند آیینه شفاف باشم

که از بازدم های تو "ها" بگیرد

 

خدا می شود من بمانم بجایت

وازدور این عاشقی پا بگیرد

+نوشته شده در چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت0:5توسط الهه پروین | |